

|
(لگوی دوستان)




دل نوشته هام

(منوی اصلی)

(درد و دل عاشق)

(آرشیو مطالب قدیم)

|
|
(یاران عاشق)

|
|

(آرشیو روزانه)
|
|
|
مردم ندانند پشت چهره من این دخترک آرام دردی آلوده خفته است مردم ز لبخندم نمی خوانند حرفی تا آنکه دانند بس انبوه گریه ها در خنده هایم نهفته من هیچگه بر درد خود زاری نکردم شبها ز بام خانه ویرانه خود هر سو به بامی می دوم موج نگاهم در گوش میچکد بانگی یا صدایی من دردمندم بی پناهم من ابر آهم سراسر شب را چشم نگشودم تا ببینم که بیایی در حضورم این همه آه و شکایت از سر بی هم سپاسی های خویشم پس بکش این درد را ای دختر آرام خفته بر غم 84/7/25 ساعت00:20
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 20:15 توسطبهار |
|
